محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5063
تاريخ الطبرى ( فارسي )
طرف سرش پريشان شد . موى خويش را براى ستردن ( در اثناى حج ) انبوه كرده بود . خضاب وى رنگ باخته بود ، وى را به نزديك حفره اش برديم و در آن سرازير كرديم . گويد : نخستين چيزى كه سبب برترى على بن عيسى بن ماهان شد ، اين بود كه شبى كه ابو جعفر منصور درگذشت ، خواستند از عيسى بن موسى براى مهدى بيعتى تازه بگيرند ، ربيع به اين كار پرداخت ، اما عيسى بن موسى نپذيرفت ، ( 113 سردارانى كه حضور داشتند به نعل و به ميخ مىزدند [ 1 ] . اما على بن عيسى بن ماهان برخاست و شمشير كشيد و پيش وى رفت و گفت : « به خدا ، يا بيعت مىكنى يا گردنت را مىزنم . » و چون عيسى بن موسى چنين ديد بيعت كرد ، كسان نيز از پى وى بيعت كردند . موسى بن هارون گويد : موسى بن مهدى و ربيع ، وابسته منصور مناره ، غلام منصور را با خبر وفات و بيعت مهدى فرستادند ، پس از آن چوب پيمبر را صلى الله عليه و سلم با بردى كه پياپى به خليفگان مىرسيد همراه حسن شروى فرستادند . ابو العباس طوسى نيز ، انگشتر خلافت را همراه مناره فرستاد ، آنگاه از مكه برون شدند . عبد الله بن مسيب با نيم نيزه پيش روى صالح بن منصور روان شد چنان كه در زندگانى منصور پيش روى وى روان مىشده بود . قاسم بن نصر كه در آن وقت سالار نگهبانان موسى بن مهدى بود نيم نيزه را بشكست . على بن عيسى بن ماهان تحريك شد كه وى به سبب آزارى كه از عيسى بن موسى ديده بود و رفتارى كه در قضيهء راونديان با وى كرده بودند كينه توز بود ، على از رهسپردنشان عيب گرفت و سخن آورد - از جمله سران گروه ابو خالد مروروذى بود - چندانكه نزديك بود كار بزرگ شود و بالا گيرد ، به طورى كه محمد بن سليمان سلاح برگرفت و به پا خاست و ديگر مرم
--> [ 1 ] به جاى تعبير مثل وار عربى : نزديك مىشدند و دور مىشدند ، كه به همين معنى است ( م )